يكپارچگي حسي دراختلالات روانپزشكي
يكپارچگي حسي دراختلالات روانپزشكي
نظریه یکپارچگی حسی شامل دانش و اطلاعاتی از عملکرد نوروآناتومیکال و نوروفیزیولوژیکال قسمتی از سیستم عصبی مرکزی است که ساختمان ها و مکانیسمهای آن در روند یکپارچگی حسی نقش دارند.
خانم آیرز درسال 1974 مدل یکپارچگی حسی را درمورد کودکان دچار اختلال یادگیری مطرح کرد که اساس مدل های دیگری شد که درمانگران در سالهای بعد مطرح کردند.
آقای کینگ در سال 1974مدل یکپارچگی حسی را برای درمان افراد بزرگسال مبتلا به اسکیزوفرنیا مطرح کرد.
روند عصبی یکپارچگی حسی شامل:توجه به محیط وبررسی آن(درون داد)،دستکاری اطلاعات(پردازش)، جهت دادن به رفتار حرکتی(برون دا د)،نظاره گر تاثیر اعمال(بازخورد) است. یکپارچگی حسی را به عنوان روندی عصبی می توان فرآیندی زیر قشری،که ابتدا سیستم وستیبولار،حس عمقی و حس لمس را درگیر می کند درنظر گرفت.سیتم وستیبولار هماهنگ کننده وضعیت سرو بدن در فضا و قوام وضعیتی عضلات و در ضمن کنترل کننده حرکات چشم درطی تغییرات وضعیت سر درفضا است.ارتباطی با سیستم لیمبیک وسیستم مشبک نیز دارد،که آنهادر کنترل سطح برانگیختگی فرد آگاهی و توانایی دریافت و پاسخگویی به تغییرات محیطی موثر است.سیتم عمقی نقش اولیه و اساسی آن تهیه اطلاعات برای کنترل و هماهنگی دوطرفه در سیستم عصبی مرکزی بوده که منجر به برون دادهای حركتي منعطف و يكپارچه مي گردد. حس عمقي با دادن اطلاعات پايه اي در ارتباط با وضعيت بدن، مدل وضعيتي از بدن را شكل مي دهد كه Body scheme نام دارد. اين طرحواره به صورت زيرقشري، يكپارچه مي شود اما درك و آگاهي در آن روندي قشري است. طرحواره بدني پايه و اساسBody Image ، كه در رشد و توسعه Self Image در فرد مؤثر است، به حساب مي آيد.وجود تصور از خود Self Image مثبت ، پايه و اساس بسياري از موفقيت هاي عملكردي است.
سيستم Tactile شامل دو زير سيستم محافظتي و افتراقي است. زيرسيستم محافظتي از طريق دريافت اطلاعات، مسئوليت حفاظت شخص در فعاليتهاي روزمره ر برعهده مي گيرد.وظايف زير سيستم افتراقي Tactile discrimination ، Two point discrimination،Graphesthesia و ... است. اين زير سيستم پايه اي براي بخش عظيمي از مهارتهاي حركتي به خصوص مهارتهاي دستي بوده و در ارتباط با تالاموس و سيستم مشبك است عملكرد طبيعي سيستم لمسي، تعادلي مابين اين دو زير سيستم ذكر شده ، ايجاد مي كند و در نتيجه تطابق و تعامل با محيط را به نحوي مؤثر امكان پذير مي سازد. لينكهاي توضيحاتي براساس SIبراي علائم اسكيزوفرنياي مزمن غير پارانوئيد بيان نموده كه بدين صورت است:
- الگوههاي حركتي و پوسچرخاص: در اين بيماران كه به علت اختلال عملكرد حس عمقي و سيستم و سيتبولار است و منجر به دوام رفلكس هاي تونيك گردنيTNR ولابيرنتي TLR و نهايتا ايجاد ترس از افتادن و اظطراب شديد مي كند. هر نوع اظطرابي موجب بروز رفلكس TLR شده كه درنتيجه آن اندامها به الگوي flex و add و int.rot. مي روند. اين وضعيت ايجاد ناراحتي عرق كردن، علامت پروانه اي در شكم مي كند و چاره ي آن كاهش تحرك و درنتيجه كم شدن باز خوردهاي حس عمقي و سيستم وستيبولار است.
- فقدان ثبات دركي : يكي از علائم خاص اسكيزوفرنيا است كه در آن ثبات و شكل و اندازه و همچنين جهت باي محركهاي شنوايي مختل شده و به نظر مي رسد كه مكانيزم آن در ايجاد توهم مؤثر است.
- قشري شدن حركت: منجر به فكر كردن راجع به حركت مي گردد كه به علت اختلال عملكرد در روند SI در سطح زير قشري و تطابقات اتوماتيك بعدي ايجاد مي شود اين قضيه مي تواند علت كندي رواني –حركتي و كندي مكث در تكلم باشد.
- عملكرد كند در زمينه تداعي معاني و هيجان: روندهاي قشري درگير دراين نواحي ممكن است كند، سنگين، همراه باتفكر عيني، عدم توانايي فكر كردن به صورت انتزاعي و وجود تداعي هاي عجيب و غريب ،كندي هيجاني و عواطف نامتناسب باشد. اين قضيه ممكن است بعلت فقدان تنظيم مناسب در سيستم برانگيختگي فرد باشد. كه خود مي تواند به علت عدم يكپارچگي اطلاعات حسي عمقي و وستيبولار در سيستم ليمبيك و سيستم مشبك ايجاد گردد.
- اظطراب كه منجر به ايجاد تشنج در عظلات صورت مي گردد مي تواند توانايي بيان احساسات چهره اي را كاهش دهد و يا منجربه ايجاد چهره اي بي تفاوت گردد و روابط اجتماعي طبيعي را تحت الشعاع قراردهد.
علاوه براينها مي توان فرض كرد كه يكپارچگي حسي ضعيف مي تواند رشد Body scheme را كه اساس زيست شناختSelf Image, Body Image بوده مختل كرده و تحت تأثير قرار دهد بنابراين عدم يكپارچگي و مخدوش شدن خود پنداري كه منجر به Self care ناقص مي گردد طبيعتا با مزمن شدن و پيشرفت اسكيزوفرنيا رخ مي دهد. علاوه براينها اختلال در SI عمقي و لامسه اي در ايجاد مرز بين خود فرد و محيط مزاحمت و اختلالاتي ايجاد ميكند. بنابراين افكار فرد و تداعي ها و تعبير و تغييرهاي دروني او به صورت (هذيانها) تزريق فكر و انتشار فكر و يا اينكه به صورت صداهايي كه به فرد دستور مي دهند چه كاري انجام دهد درك و احساس مي شوند.
همواره بايد تأكيد كرد كه استفاده از روش SI به تنهايي پاسخ كافي به مشكلات و مسائل بيماران اسكيزوفرنياي مزمن نمي دهد. و بايد بخشي از درمان جامع تر با هدف ارتقاء و حفظ كفايت فرد در اجراء و عملكرد كاري باشد. به دليل اينكه محيط تأثير عميقي بر عملكرد افراد دارد و بسياري افراد اسكيزوفرن درصد زيادي از عمر خود رادر مراكز درماني مي گذرانند بايد اين محيط ها غني از تجارب حسي باشند تا باعث بهبود SI و در نتيجه پيشرفت درمان شود.
فوايد موردنظر از جلسات SI به كندي حاصل مي شوند چرا كه عوامل مداخله كننده بسياري كه كنترل نشده اند و يا ميزان وخامت بيماري هركدام از افراد دراين روند تأثير گذار هستند. اين فوايد ابتدا ممكن است در اداره كلي فرد بيمار خودشان رانشان دهند و قابل مشاهده گردند و يا ممكن است از پيشرفت بيشتر فرد جلوگيري كنند.
پنج مرحله روند گروهي
مرحله اول شروع جلسه درماني: برانگيختگي سيستم هوشياري و لذت بخشيدن به فرد، استفاده از صندلي چرخدار ، ويبراتور، تحريك شنوايي بازنگ، تحريك بويايي ، فشردن دستها و بيان احساسات، نفس كشيدن عميق ( آه بزرگ)، لمس سبك، استفاده از ابر يا پر روي صورت، پخش صداهاي صنعتي ، حمل و نقل و يا حيوانات ، نقاشي كردن احساسات و حالات عاطفي.(هدف:دريافت Input جهت ايجاد Body Scheme )
مرحله دوم فعاليتهاي بدني: حركاتي آهسته، كوتاه ، مختصر و بدون ابراز انتقاد از طرف درمانگر، هدف: ارتقاء سطح ارتباطات كلامي و تدارك مغزي جهت پاسخهاي عاطفي و رشد مفهوم طرحواره بدني
1. تمرينات ويژه جهت افزايش انبساط بدني
2. بهبود و افزايش ارتباط غيركلامي و بدني
3. حركت براساس الگوي رشد(تمرين يانرمش از سر و گردن به پايين)
4. استفاده از رفلكس هاي بدن جهت افزايش حركت
5. كشف اعضاء بدن از طريق حس عمقي
6. استفاده از حواس
7. فعاليتهاي تنفسي آرام بخشي و اكسيژن گيري
8. فعاليت با توپ
9. فعاليتهايي مثل مجسمه سازي
(هدف:ايجاد Body Scheme مطلوب)
مرحله سوم يكپارچگي دركي آگاهي از دنياي فيزيكي اطراف و حضور خودمان درآن (هدف:ايجاد Body Image مناسب)
- فعاليت هاي مخصوص درك شكل و روابط فضايي
- آگاهي و تشخيص شكل از زمينه
- تمرينات مربوط به تحريكات لامسه و افتراق لمس
- يكپارچگي در طرفين بدن
- فعاليت هاي مربوط به تصوير بدني
مرحله چهارم تقويت عملكرد شناختي: ارائه دادن فعاليتهاي خلاقه به بيمار ويا ساختار يافته ، شعر درماني، ضبط صوت، بازيهاي مناسب ، تقويت آگاهي و حافظه ، هنر كاردستي(هدف: ايجاد Self Image مطلوب)
مرحله پنجم به پايان رسانيدن جلسه: آواز ، شعر، داستان با محتواي خاص- دوره و بازنگري جلسه ، پذيرايي بانوشيدني ، هميشه در پايان جلسات به افراد گروه تأكيد كنيد كه وقتي خوبي را كنارهم گذرانده ايد.درآخر مي توان با همگي دست داد.
بوي خوش،درمان و نشاط آور است،عسل درمان كننده و نشاط آور،سواري بهبودي آور و نگاه به سبزه زار درمان كننده و نشاط آور است.
امام علي (ع)